«محمد خراسانی زاده» معاون هنری «سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران» در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس ضمن اشاره به ابعاد فرهنگی و تفکری «جنگ رمضان» اظهار داشت: روزهایی که اکنون تجربه میشود روزهایی عجیب در تاریخ است. از زمان خلقت حضرت آدم تا امروز، انبیا و اولیا و اوصیا و علمای گوناگون در ادیان مختلف حضور داشتهاند. ۱۲۴ هزار پیامبر در طول تاریخ آمدهاند و هر یک با اوصیای خود و با اولیای دیگری که در زمانهای مختلف حضور داشتهاند که ما تنها برخی از آنها را میشناسیم کوشیدهاند مردمی را با خود همراه کنند. با این حال تنها تعداد اندکی توانستهاند جماعتی را در سطح قابل قبولی با خود همراه سازند و بسیار کمتر از آنان موفق به تشکیل حکومت شدهاند.
مدیرکل اسبق هنرهای تجسمی وزارت ارشاد افزود: در میان همان موارد محدود نیز معمولاً این چالش وجود داشته که همراهی مردم بسیار محدود بوده است. اگر بخواهم نمونهای ذکر کنم در زمان آخرین و کاملترین پیامبری که خداوند فرستاد یعنی پیامبر گرامی اسلام حتی در آخرین لحظات حیات ایشان در حالی که خودشان در قید حیات بودند اهل بیت ایشان حضور داشتند و یارانشان که حتی با ایشان از مدینه به مکه آمده و همراهی کرده بودند در کنارشان بودند شرایط به گونهای رقم خورد که برای بیان وصیت نیز با محدودیت مواجه شدند و گروهی حتی اجازه وصیت کردن به ایشان ندادند.
خراسانی زاده در واکنش به شهادت «امام سید علی خامنه ای» تصریح نمود: اکنون تصور کنید در سال ۱۴۰۵ شمسی قرار داریم. پیامبر خدا در میان ما حضور ندارند. امام زمان در قید حیات هستند اما حضور فیزیکی ایشان را در میان خود احساس نمیکنیم و اطلاع مستقیمی از ایشان نداریم. نایب خاصی نیز وجود ندارد و نایب عام ایشان هم به شهادت رسیده بود. با این حال مردم جمهوری اسلامی حدود ده روز در چنین شرایطی کشور را اداره و هدایت کردند در حالی که هیچ یک از این پشتوانههای مستقیم در دسترس نبود.
وی تاکید کرد: این همان آرزویی بود که پیامبران در طول تاریخ داشتند. اینکه مردمی چنین همراهی و همدلیای نشان دهند. اگر چنین همراهیای در زمان بسیاری از آنان رخ میداد شاید جریان حق بسیار زودتر به پیروزی میرسید.
مدیر سابق موزه هنرهای معاصر تهران ادامه داد: به نظر میرسد این مردم شایستگی آن را دارند که آن اتفاق نهایی نیز رقم بخورد و ما به ظهور امام زمان نزدیکتر شویم. همه شواهد نشان میدهد اتفاقاتی که در ایران در حال رخ دادن است یا میتواند به چنین سرانجامی منتهی شود هرچند تعیین زمان ممکن نیست یا دست کم زمینهها را برای آن فراهم و هموار میکند تا روند تحقق آن تسریع و تسهیل شود. امید است این اتفاق رخ دهد و ما از جمله مردمی باشیم که افتخار همراهی با امام زمان را داشته باشیم و در کنار ایشان وارد مسجدالاقصی شویم.
معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری با بیان این مطلب که روزهایی که اکنون در این ۴۷ روز برای ما شاید تا حدی عادی شده است برای بسیاری از مردم جهان واقعاً رخدادی شگفت انگیز به شمار میآید؛ متذکر شد: در جهان معمولاً به مردم چنین آموخته میشود که ابرقدرتها حرف آخر را میزنند. اما ایران در این ۴۷ سال و به ویژه در این ۴۷ روز کاری کرده است که بسیاری از مردم دنیا به چند نکته توجه کنند. نخست اینکه این قدرتها آن گونه که تصور میشد ابرقدرت مطلق نیستند. دوم اینکه الزاماً بر حق نیستند. سوم اینکه میتوان در برابر آنها ایستاد و پیروز شد و سخن درست را به کرسی نشاند.
وی افزود:: به گمان من امروز حتی کودکان ما نیز حداقل خواسته خود را نابودی آمریکا میدانند در حالی که در بسیاری از نقاط جهان حتی بزرگسالان نیز زمانی جرأت نداشتند چنین آرزویی داشته باشند یا حتی به آن فکر کنند.
خراسانی زاده ضمن اشاره به کاربردی نمودن هنر و مردمی کردن آن در جریان «جنگ تحمیلی رمضان» در واکنش به سکوت بسیاری از اهالی هنر و سلبریتی ها در برابر جنایات صورت گرفته در کشور اظهار داشت: ببینید این موضوع به نظر من دو بُعد دارد. یک بُعد آن به احساس مسئولیت هنرمندان در قرار گرفتن در کنار مردم بازمیگردد. پیش از این، همانطور که در بسیاری از نقاط جهان نیز مرسوم شده است، نوعی فرهنگ نادرست شکل گرفته بود که بر اساس آن تصور میشد سلبریتیها و چهرههای مشهور میتوانند تأثیرگذاری اجتماعی بیشتری نسبت به مردم داشته باشند. اما این جنگ اخیر که از آن با عنوان جنگ تحمیلی سوم یاد میشود، به خوبی نشان داد که تأثیرگذاری اصلی در اختیار مردم است. چهرههای مشهور زمانی میتوانند به حیات اجتماعی خود ادامه دهند که با مردم همراه شوند و اگر چنین نکنند به طور طبیعی از صحنه کنار گذاشته خواهند شد. اکنون جریان غالب، جریان مردم و اکثریت جامعه است که انتظار دارند این افراد برای کشور خود اظهار نظر کنند و موضعی روشن و محکم بگیرند. جامعه دیگر نمیپذیرد که کسی در گوشهای بایستد و بیتفاوت باشد یا از ترس آنکه بخشی از دنبال کنندگانش که ممکن است حتی از رباتها یا جریانهای معاند باشند کاهش پیدا کنند، سکوت اختیار کند.
او ادامه داد: شاید در روزهای ابتدایی جنگ برخی افراد با احتیاط بیشتری رفتار میکردند، اما با گذشت حدود سه هفته مشاهده شد که جمع زیادی از هنرمندان، ورزشکاران، فعالان اجتماعی و چهرههای تأثیرگذار که به اصطلاح اینفلوئنسر نامیده میشوند، به میدان آمدند. به ویژه در روزهای اخیر و پس از ایام چهلم شهادت رهبرمان، موج همراهی جدی تری از سوی هنرمندان شکل گرفت. در چنین شرایطی هر کسی که با مردم همراه شود در واقع جایگاه خود را حفظ می کند و هر کسی که از این همراهی سر باز بزند به تدریج از صحنه کنار خواهد رفت. به نظر می رسد این درک برای بخش قابل توجهی از هنرمندان شکل گرفته است. برخی از آنان شاید به دنبال فرصتی بودند تا موضع خود را اعلام کنند و چنین فرصتی نیز فراهم شد. رویداد باغ فردوس به نظر من یکی از اتفاقات مثبت در این زمینه بود که دوره دوم آن با تهیه کنندگی مجموعه صبا برگزار شد. این رویداد بهانه ای فراهم کرد تا هنرمندانی که پیش از این به هر دلیل امکان حضور نداشتند، وارد میدان شوند. بسیاری از آنان در این برنامه حضور پیدا کردند، اجرا داشتند، مصاحبه کردند و در نهایت موضع خود را نیز اعلام کردند. برخی دیگر نیز در هلال احمر یا در برنامه های مختلف مردمی حاضر شدند.
وی افزود: در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران نیز در بیش از سی میدان شهری فعالیت هایی در حال انجام است. برای نمونه میدان ولیعصر به طور کامل توسط این سازمان از نظر فراهم کردن سازوکارها پشتیبانی می شود، البته برگزارکنندگان اصلی مردم هستند و منظور از این حمایت، فراهم کردن زیرساخت و امکان حضور برای مردم است. در برخی میادین زیرساخت فراهم شده، در برخی محتوا آماده شده و در برخی دیگر موکب ها برپا شده است. در بسیاری از این فضاها نیز هنرمندان حضور پیدا می کنند. گاهی هنرمندان شناخته شده در گوشه ای می ایستند و با مردم همراه می شوند، پرچم در دست می گیرند و حضور نمادین دارند که همین نیز اتفاق مهمی به شمار می آید.
این مدیر فرهنگی تصریح نمود: بُعد دوم مربوط به هنرمندانی است که شاید چندان به عنوان چهره شناخته شده مطرح نباشند و در زمره سلبریتی ها قرار نگیرند، اما در این ایام به صورت جهادی فعالیت می کنند. تقریباً در هیچ میدانی نیست که در گوشه ای هنرمندی در حال خوشنویسی نباشد، کسی مشغول طراحی نباشد یا در فضای مجازی محتوایی تولید نکرده باشد. بسیاری از هنرمندان از جمله طراحان، تصویرگران و کاریکاتوریست ها آثار متعددی خلق کردند. در نتیجه حجم قابل توجهی از محتوا و آثار هنری در این مدت تولید شد و بسیاری از این آثار نیز به سرعت و در زمان مناسب آماده و منتشر شد و توانست در فضای فرهنگی و رسانه ای اثرگذار باشد. بخشی از این فعالیتها را مجموعههایی مانند مجموعه ما توانستند تا حدی ساماندهی کنند و برای برخی از آنها در فضای مجازی ضریب بدهند تا بهتر دیده شوند. بخشی دیگر نیز توسط خود هنرمندان به صورت خودجوش دست به دست شد و گسترش پیدا کرد.
او ادامه داد: برای مثال مجموعه زنده باد ایران که با مشارکت مجموعه رسانه نهضت تولید شد، در واقع یک اعلام موضع مستقیم از سوی چهرههای مهم موسیقی کشور بود. تقریباً هیچ خواننده شاخصی نبود که در این مقطع اثری تولید نکرده باشد. وظیفه ما در این میان این بود که از آنها دعوت کنیم و شرایط تولید را برایشان فراهم سازیم. برخی از هنرمندان مطرح میکردند که در این ایام دسترسی به استودیو دشوار است. برخی آثار نیز از قبل هماهنگیهای اولیه آن انجام شده بود و پس از وقایع اخیر به مرحله تولید نهایی رسید. این هنرمندان ایستادند و همراهی کردند.
برخی از آنها حتی تأکید داشتند که در نماهنگهای تولیدشده، تصاویر رهبر انقلاب و رهبر شهید استفاده شود. برای نمونه، پرواز همای در اثر تفنگ پدری با تأکید شخصی خود خواستار نمایش چهره رهبران انقلاب اسلامی بود. برخی دیگر نیز درخواست داشتند که تصاویر شهدای مشخصی در آثارشان مورد استفاده قرار گیرد.
وی تاکید کرد: نکته مهم این است که بسیاری از هنرمندان ذاتاً نگاه منفی ندارند، اما تجربه یا بستر لازم برای کنش رسانهای نداشتهاند و شاید نمیدانستند چگونه موضع خود را در قالبهایی مانند تولید محتوا یا انتشار در فضای مجازی نشان دهند. به همین دلیل تلاش ما بر این بود که در حوزههای مختلف برای این دوستان زمینه فراهم کنیم؛ چه در حوزه تئاتر، چه در هنرهای تجسمی و چه در حوزه ادبیات که فعالیتها در آن بسیار گسترده بود. به لطف خدا کارهای متعددی در حال انجام است و بخشی از این تولیدات نیز به زودی منتشر خواهد شد.
خراسانی زاده همچنین در پاسخ به انتقادهایی که نسبت به عدم انسجام در فعالیت های شهری شهر تهران از زمان آغاز «جنگ تحمیلی رمضان» مشاهده می شود بیان کرد: در حال حاضر یک انسجام مضمونی و محتوایی قابل توجه پیرامون «جنگ رمضان» شکل گرفته است. یک خط سیر محتوایی مشترک وجود دارد. تقریباً همه از ایران سخن میگویند و از ایستادگی در برابر ظلم و دشمن. این انسجام باعث شده هر فرد یا مجموعهای که کاری انجام میدهد، از زاویه نگاه خود بخشی از این پازل را تکمیل کند؛ چه آگاهانه و چه ناآگاهانه. این موضوع هم در میان هنرمندان دیده میشود و هم در میان مدیران فرهنگی.
او ادامه داد: اما بُعد دوم این است که آیا همه دور هم نشستهاند تا به صورت متمرکز برنامهریزی کنند. واقعیت این است که شرایط جنگی چنین فرصتی را فراهم نکرده و اغلب فعالیتها در قالب گروههای کوچکتر و به صورت خودجوش پیش رفته است. هماهنگیهای میانسازمانی در حد محدودی انجام شده و امیدواریم این هماهنگیها در ادامه پررنگتر شود.
وی یادآور شد: اگر بخواهیم واقعبین باشیم، هنوز شرایطی ایجاد نشده که همه دور یک میز بنشینند و یک نقشه جامع مشترک طراحی کنند. شرایط جنگی اقتضا کرده است که هر مجموعه و هر فرد، آن کاری را که از دستش برمیآید، در سریعترین زمان ممکن انجام دهد. با این حال امیدواریم در ادامه، انسجام و هماهنگی میان این تلاشها بیش از پیش تقویت شود.
«محمد خراسانی زاده» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: در این زمینه خاطرهای را نقل میکنم. در یکی از جلسات تخصصی حوزه فرهنگ و هنر در محضر رهبر انقلاب، در تاریخ دوم اردیبهشت نود و دو، یکی از دوستان این سؤال را مطرح کرد که اگر چند مجموعه به صورت همزمان کار مشابهی انجام دهند، آیا این موازیکاری محسوب میشود. پاسخ ایشان بسیار روشن بود. فرمودند در عرصههای فرهنگی، به دلیل عقبماندگیها و خلأهای فراوان، تا مدتها اساساً بحث موازیکاری مطرح نخواهد بود. حتی تأکید کردند که اگر دستگاههایی که اساساً مأموریت فرهنگی ندارند نیز وارد عرصه هنر شوند، باز هم نیاز آنقدر زیاد است که جای نگرانی وجود ندارد. کشور ما در حوزه هنر به شدت نیازمند تولید است تا بتواند حرف خود را با زبان هنر و با تکیه بر ظرفیت مردمی بیان کند.
ارسال نظر